| عنوان | تاریخ |
| تاریخچه جام باشگاه های اروپا | Sun 18 Sep 2011 |
| بیوگرافی آرسن ونگر | Tue 13 Sep 2011 |
| آنچه با مربیان سابق تیم ملی فوتبال کردیم با کیروش نکنیم، خواهشا................ | Mon 5 Sep 2011 |
| بیوگرافی سسک فابرگاس | Thu 18 Aug 2011 |
| علی دایی بازیکن و مربی ارزشمند کشورمان | Mon 15 Aug 2011 |
| بیوگرافی "فرانچسکو توتی " بازیکن محبوب ایتالیایی | Mon 6 Jun 2011 |
| بیوگرافی دانیل آلوز | Wed 1 Jun 2011 |
| بیوگرافی وین رونی | Fri 13 May 2011 |
| بیوگرافی پیتر چک | Thu 12 May 2011 |
| آقای خاص | Fri 22 Apr 2011 |
| کارلوس کیروش پرتغالی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد | Tue 5 Apr 2011 |
| کریم بنزما،مهاجم فرانسوی رئال مادرید | Sun 27 Mar 2011 |
در واقع در این ۵۰ سالی که از شروع این بازی ها می گذرد، شاهد ظهور تاکتیک های جدید و متنوعی بوده ایم که تاریخ فوتبال جهان را دگرگون کرده اند. سیستم دفاع بتونی ایتالیایی در دهه ۶۰ و سیستم حمله شناور هلند در دهه ۷۰ ابتدا در تیم های باشگاهی نتیجه دادند و سپس به تیم های ملی گسترش یافتند.
هر ساله پدیده های جوانی در این مسابقات درخشیدن را شروع می کنند که بعد ها جهان فوتبال را تسخیر می کنند و به این ترتیب است که هر ساله برگی جدید بر صفحات تاریخ پر اعتبار این مسابقات افزوده می شود.
اکنون شکل برگزاری این مسابقات نسبت به گذشته تغییرات زیادی کرده است. یک میلی پوش قدیمی فوتبال فرانسه به نام گابریل هانوت که در اوایل دهه ۵۰ به عنوان سردبیر روزنامه ورزشی اکیپ فرانسه کار می کرد، طرح این مسابقات را پیشنهاد کرد.
او طرح برگزاری مسابقاتی را با حضور قهرمانان باشگاه های کشورهای مختلف اروپایی را در پاریس پیشنهاد داد، مسابقاتی که در سال ۱۹۵۶ بالاخره به اجرا در آمد و تا به امروز که ۴۵ سال از اولین دوره آن می گذرد تغییرات زیادی را شاهد بوده است، به گونه ای که بازی ها حالا با تعداد تیم های زیاد که حتی بعضی تیم های رده های دوم، سوم و چهارم لیگ های اروپایی را در بر می گیرد، انجام می شود.
قهرمانان در یک نگاه:
۱) سال ۵۶ – ۱۹۵۵ (فرانسه) – قهرمان: رئال مادرید (نتیجه فینال: رئال مادرید ۴ – رایمز ۳)
۲) سال ۵۷ – ۱۹۵۶ (اسپانیا) – قهرمان: رئال مادرید (نتیجه فینال: رئال مادرید ۲ – فیورنتینا صفر)
۳) سال ۵۸ – ۱۹۵۷ (بلژیک) – قهرمان: رئال مادرید (نتیجه فینال: رئال مادرید ۳ – آ ث میلان ۲ / در وقت اضافه)
۴) سال ۵۹ – ۱۹۵۸ (آلمان) – قهرمان: رئال مادرید (نتیجه فینال: رئال مادرید ۲ – رایمز صفر)
۵) سال ۶۰ – ۱۹۵۹ (اسکاتلند) – قهرمان: رئال مادرید (نتیجه فینال: رئال مادرید ۷ – اینتراخت ۳)
۶) سال ۶۱ – ۱۹۶۰ (سوییس) – قهرمان: بنفیکا (نتیجه فینال: بنفیکا ۳ – بارسلونا ۲)
۷) سال ۶۲ – ۱۹۶۱ (هلند) – قهرمان: بنفیکا (نتیجه فینال: بنفیکا ۵ – رئال مادرید ۳)
۸) سال ۶۳ – ۱۹۶۲ (انگلیس) – قهرمان: آ ث میلان (نتیجه فینال: آ ث میلان ۲ – بنفیکا ۱)
۹) سال ۶۴ – ۱۹۶۳ (اتریش) – قهرمان: اینتر میلان (نتیجه فینال: اینتر میلان ۳ – رئال مادرید ۱)
۱۰) سال ۶۵ – ۱۹۶۴ (ایتالیا) – قهرمان: اینتر میلان (نتیجه فینال: اینتر میلان ۱ – بنفیکا صفر)
۱۱) سال ۶۶ – ۱۹۶۵ (بلژیک) – قهرمان: رئال مادرید (نتیجه فینال: رئال مادرید ۲ – پارتیزان ۱)
۱۲) سال ۶۷ – ۱۹۶۶ (پرتغال) – قهرمان: سلتیک (نتیجه فینال: سلتیک ۲ – اینتر میلان ۱)
۱۳) سال ۶۸ – ۱۹۶۷ (انگلیس) – قهرمان: منچستر یونایتد (نتیجه فینال: منچستر یونایتد ۴ – بنفیکا ۱ / در وقت اضافه)
۱۴) سال ۶۹ – ۱۹۶۸ (اسپانیا) – قهرمان: آ ث میلان (نتیجه فینال: آ ث میلان ۴ – آژاکس ۱)
۱۵) سال ۷۰ – ۱۹۶۹ (ایتالیا) – قهرمان: فاینورد (نتیجه فینال: فاینورد ۲ – سلتیک ۱ / در وقت اضافه)
۱۶) سال ۷۱ – ۱۹۷۰ (انگلیس) – قهرمان: آژاکس (نتیجه فینال: آژاکس ۲ – پاناتینایکوس صفر)
۱۷) سال ۷۲ – ۱۹۷۱ (هلند) – قهرمان: آژاکس (نتیجه فینال: آژاکس ۲ – اینتر میلان صفر)
۱۸) سال ۷۳ – ۱۹۷۲ (یوگسلاوی) – قهرمان: آژاکس (نتیجه فینال: آژاکس ۱ – یوونتوس صفر)
۱۹) سال ۷۴ – ۱۹۷۳ (بلژیک) – قهرمان: بایرن مونیخ (نتیجه فینال: بایرن مونیخ ۴ – آتلتیکو صفر)
۲۰) سال ۷۵ – ۱۹۷۴ (فرانسه) – قهرمان: بایرن مونیخ (نتیجه فینال: بایرن مونیخ ۲ – لیدز صفر)
۲۱) سال ۷۶ – ۱۹۷۵ (اسکاتلند) – قهرمان: بایرن مونیخ (نتیجه فینال: بایرن مونیخ ۱ – سنت اتین صفر)
۲۲) سال ۷۷ – ۱۹۷۶ (ایتالیا) – قهرمان: لیورپول (نتیجه فینال: لیورپول ۳ – مونشن گلادباخ ۱)
۲۳) سال ۷۸ – ۱۹۷۷ (انگلیس) – قهرمان: لیورپول (نتیجه فینال: لیورپول ۱ – کلاب بروژ صفر)
۲۴) سال ۷۹ – ۱۹۷۸ (آلمان) – قهرمان: ناتینگهام فارست (نتیجه فینال: ناتینگهام فارست ۱ – مالمو صفر)
۲۵) سال ۸۰ – ۱۹۷۹ (اسپانیا) – قهرمان: ناتینگهام فارست (نتیجه فینال: ناتینگهام فارست ۱ – هامبورگ صفر)
۲۶) سال ۸۱ – ۱۹۸۰ (فرانسه) – قهرمان: لیورپول (نتیجه فینال: لیورپول ۱ – رئال مادرید صفر)
۲۷) سال ۸۲ – ۱۹۸۱ (هلند) – قهرمان: آستون ویلا (نتیجه فینال: آستون ویلا ۱ – بایرن مونیخ صفر)
۲۸) سال ۸۳ – ۱۹۸۲ (یونان) – قهرمان: هامبورگ (نتیجه فینال: هامبورگ ۱ – یوونتوس صفر)
۲۹) سال ۸۴ – ۱۹۸۳ (ایتالیا) – قهرمان: لیورپول (نتیجه فینال: لیورپول ۴ – آ اس رم ۲)
۳۰) سال ۸۵ – ۱۹۸۴ (بلژیک) – قهرمان: یوونتوس (نتیجه فینال: یوونتوس ۱ – لیورپول صفر)
۳۱) سال ۸۶ – ۱۹۸۵ (اسپانیا) – قهرمان: استوا بخارست (نتیجه فینال: استوا بخارست ۲ – بارسلونا صفر)
۳۲) سال ۸۷ – ۱۹۸۶ (اتریش) – قهرمان: پورتو (نتیجه فینال: پورتو ۲ – بایرن مونیخ ۱)
۳۳) سال ۸۸ – ۱۹۸۷ (آلمان) – قهرمان: آیندهوون (نتیجه فینال: آیندهوون ۶ – بنفیکا ۵ / در ضربات پنالتی)
۳۴) سال ۸۹ – ۱۹۸۸ (اسپانیا) – قهرمان: آ ث میلان (نتیجه فینال: آ ث میلان ۴ – استوا بخارست صفر)
۳۵) سال ۹۰ – ۱۹۸۹ (اتریش) – قهرمان: آ ث میلان (نتیجه فینال: آ ث میلان ۱ – بنفیکا صفر)
۳۶) سال ۹۱ – ۱۹۹۰ (ایتالیا) – قهرمان: کرونا (نتیجه فینال: کرونا ۵ – مارسی ۳ / در ضربات پنالتی)
۳۷) سال ۹۲ – ۱۹۹۱ (انگلیس) – قهرمان: بارسلونا (نتیجه فینال: بارسلونا ۱ – سامپدوریا صفر / در وقت اضافه)
۳۸) سال ۹۳ – ۱۹۹۲ (آلمان) – قهرمان: مارسی (نتیجه فینال: مارسی ۱ – آ ث میلان صفر)
۳۹) سال ۹۴ – ۱۹۹۳ (یونان) – قهرمان: آ ث میلان (نتیجه فینال: آ ث میلان ۴ – بارسلونا صفر)
۴۰) سال ۹۵ – ۱۹۹۴ (اتریش) – قهرمان: آژاکس (نتیجه فینال: آژاکس یک – آ ث میلان صفر)
۴۱) سال ۹۶ – ۱۹۹۵ (ایتالیا) – قهرمان: یوونتوس (نتیجه فینال: یوونتوس ۴ – آژاکس ۲ / در ضربات پنالتی)
۴۲) سال ۹۷ – ۱۹۹۶ (آلمان) – قهرمان: دورتموند (نتیجه فینال: دورتموند ۳ – یوونتوس ۱)
۴۳) سال ۹۸ – ۱۹۹۷ (هلند) – قهرمان: رئال مادرید (نتیجه فینال: رئال مادرید ۱ – یوونتوس صفر)
۴۴) سال ۹۹ – ۱۹۹۸ (اسپانیا) – قهرمان: منچستر یونایتد (نتیجه فینال: منچستر یونایتد ۲ – بایرن مونیخ ۱)
۴۵) سال ۲۰۰۰ – ۱۹۹۹ (فرانسه) – قهرمان: رئال مادرید (نتیجه فینال: رئال مادرید ۳ – والنسیا صفر)
۴۶) سال ۲۰۰۱ – ۲۰۰۰ (ایتالیا) – قهرمان: بایرن مونیخ (نتیجه فینال: بایرن مونیخ ۵ – والنسیا ۴ / در ضربات پنالتی)
۴۷) سال ۲۰۰۲ – ۲۰۰۱ (اسکاتلند) – قهرمان: رئال مادرید (نتیجه فینال: رئال مادرید ۲ – لورکوزن ۱)
۴۸) سال ۲۰۰۳ – ۲۰۰۲ (انگلیس) – قهرمان: آ ث میلان (نتیجه فینال: آ ث میلان ۳ – یوونتوس ۲ / در ضربات پنالتی)
۴۹) سال ۲۰۰۴ – ۲۰۰۳ (آلمان) – قهرمان: پورتو (نتیجه فینال: پورتو ۳ – موناکو صفر)
۵۰) سال ۲۰۰۵ – ۲۰۰۴ (ترکیه) – قهرمان: لیورپول (نتیجه فینال: لیورپول ۶ – آ ث میلان ۵ / در ضربات پنالتی)
۵۱) سال ۲۰۰۶ – ۲۰۰۵ (فرانسه) – قهرمان: بارسلونا (نتیجه فینال: بارسلونا ۲ – آرسنال ۱)
۵۲) سال ۲۰۰۷ – ۲۰۰۶ (یونان) – قهرمان: آ ث میلان (نتیجه فینال: آ ث میلان ۲ – لیورپول ۱)
۵۳) سال ۲۰۰۸ – ۲۰۰۷ (روسیه) – قهرمان: منچستر یونایتد (نتیجه فینال: منچستر یونایتد ۶ – چلسی ۵ / در ضربات پنالتی)
۵۴) سال ۲۰۰۹ – ۲۰۰۸ (ایتالیا) – قهرمان: بارسلونا (نتیجه فینال: بارسلونا ۲ – منچستر یونایتد صفر)
۵۵) سال ۲۰۱۰ – ۲۰۰۹ (اسپانیا) – قهرمان: اینتر میلان (نتیجه فینال: اینتر میلان ۲ – بایرن مونیخ صفر)
۵۶) سال ۲۰۱۱ – ۲۰۱۰ (انگلیس) – قهرمان: بارسلونا (نتیجه فینال : بارسلونا ۳ – منچستر یونایتد ۱)
آرسن ونگر فوتبال خود را به عنوان مدافع و لیبرو در چند باشگاه کوچک فرانسوی شروع کرد و البته همزمان با آن در دانشگاه استراسبورک نیز به تحصیل مشغول بود و در سال 1974 موفق به اخذ لیسانس اقتصاد شد.
در سال 1978 فوتبال را به صورت حرفهای آغاز کرده و قراردادی با باشگاه ریسینگ استراسبورگ امضاء کرد و اولین بازیاش را در مقابل موناکو انجام داد. گرچه استراسبورگ درسال 1979 قهرمان لیگ فوتبال فرانسه شد، اما ونگر چندان شناخته شده نبود. او در آن فصل، تنها در سه بازی (دوبار در لیگ و یک بار در جام یوفا) به میدان رفت و در مجموع دوازده بازی رسمی انجام داد. در سال 1981 مدرک مربیگری گرفت و به عنوان مربی تیم جوانان استراسبورگ منصوب شد.
پس از یک دوره ناموفق در نانسی، دوران مربیگری ونگر دستخوش یک تغییر اساسی شد و وی سکان هدایت تیم موناکو را به دست گرفت. وی بلافاصله با این تیم به موفقیت رسید. در سال 1988 قهرمانی لیگ و در سال 1991 قهرمانی جام حذفی فرانسه را به دست آورد. او توانست بازیکنان بسیار مستعدی مانند گلن هادل و یورگن کلینزمن را به خدمت بگیرد. با این وجود در سال 1994 به دلیل قرار گرفتن در رتبه نهم جدول، از موناکو اخراج شد. ونگر که به خاطر وفاداری به موناکو، پیشنهاد مربیگری در بایرن مونیخ را رد کرده بود، قرادادی 18 ماهه با باشگاه ناگویا گرامپوس ایت از جی- لیگ ژاپن به امضاء رسانید.
در 30 سپتامبر سال 1996، تیم فوتبال آرسنال او را به عنوان جانشین بروس ریاچ که اخراج شده بود استخدام کرد. ونگر در انگلیس تقریبا ناشناس بود، با این وجود خیلی زود به موفقیت دست یافت. در دومین سال حضورش در کنار توپچیها، هم قهرمانی لیگ برتر و هم جام اتحادیه (اولین قهرمانی دوگانه، دومین آن در سال 2002 اتفاق افتاد) را به دست آورد. آرسنال با هدایت ونگر دو بار دیگر در سالهای 2003 و 2005 قهرمان جام اتحادیه انگلیس شد، و در سال 2004 قهرمانی لیگ را بدون حتی یک باخت، به دست آورد، کاری که بعد از تیم "پرستون نورث اند" در اولین فصل (89/1888)، هیچ تیمی قادر به تکرار آن نبوده است. بایزکنان پرستون در آن زمان لقب "شکست ناپذیران" را گرفتند، تیم ونگر "دست نیافتنی" لقب گرفت. فصل قبل از آن، همه ونگر را مسخره میکردند، چون گفته بود دلش میخواهد آرسنال بتواند بدون شکست، فصل را به پایان برساند. آرسنال در مجموع با هدایت آرسن ونگر، چهار مرتبه قهرمانی در جام اتحادیه و سه بار قهرمانی در لیگ برتر را تجربه کرده و از سال 1998 همواره یکی از بهترین باشگاههای انگلیس بوده است. با این وجود هنوز موفق به قهرمانی در لیگ قهرمانان باشگاههای اروپا نشده است.
ونگر شهرت دارد که در کشف استعدادها و شکوفا کردن توانایی بازیکنان جوان، بسیار زیرک و باهوش است. او بازیکنانی مانند تیهری آنری، روبر پیرس و پاتریک ویهرا را آورد و از آنها بازیکنانی در سطح جهانی ساخت. به گفته پتر هیلوود، رئیس باشگاه آرسنال، ونگر از زمانی که در این تیم است، سالانه به طور خالص 4 میلیون تا 5 میلیون پوند خرج کرده است، رقمی که در مقایسه با هزینههای دیگر باشگاههای لیگ برتر بسیار کمتر است. یک نمونه خوب در این مورد، استخدام نیکلاس آنلکا از پاری سن ژرمن است که 500 هزار پوند تمام شد و دو سال بعد به قیمت 22300000 پوند به رئال مادرید فروخته شد.
ونگر در کنار بازیکنان جدید و تاکتیک، تمرین و تغذیه بازیکنان را هم تغییر داد، به طوری که آنها فرهنگ خوردن و نوشیدن خود را عوض کردند. به علاوه او روی شکل ظاهری ورزشگاه جدید آرسنال به نام ورزشگاه امارات هم تاثیر داشت، و گفته میشود که ونگر به تمام جزئیات، حتی به شکل قاشقهای بازیکنان در رستوران توجه میکند. دیوید دین، نماینده رئیس باشگاه، ونگر را مهمترین مدیر تاریخ باشگاه توصیف کرده و او را کسی میداند که عجایب را به حقیقت تبدیل می کند. و ادامه میدهد که بدون حق پخش تلویزیونی و پول جوایزی که به خصوص از لیگ قهرمانان اروپا، به سبب موفقیتهای ونگر نصیب باشگاه شده است، ساختن ورزشگاه جدید غیرمحتمل بوده است.
ونگر که او را پروفسور مینامند، نمایانگر نسل جدیدی از مدیران تحصیلکرده است و به لحاظ عناوینی که کسب کرده، موفقترین مربی آرسنال میباشد.
به علاوه وی در نزد هواداران آرسنال بینهایت محبوب است. آنها میدانند که همه موفقیتهای سالهای اخیر باشگاه را مدیون او هستند و به وفاداری او به باشگاه ارج مینهند.
پس از کنار رفتن رودی فولر از تیم ملی فوتبال آلمان، با ونگر برای احراز این سمت مذاکره شد. در سال 2004 نیز گفتگوهایی با او برای تصدی پست مربیگری تیم ملی فرانسه انجام شد. در سال 2006، خوان میگوئل ویارمیر، در نبرد انتخاباتی ریاست باشگاه رئال مادرید، قول داد که در صورت پیروزی، ونگر را به عنوان سرمربی کهکشانیها به مادرید خواهد آورد و ادعا کرد که با ونگر بر سر قراردادی چهارساله به توافق رسیده است.
ونگر در سپتامبر سال 2007 قراردادش با آرسنال را تا سال 2011 تمدید کرد. در سال 2008 از سوی مجله معتبر ورزشی فرانس فوتبال، به عنوان برترین مربی سال فرانسه انتخاب شد.
رقابت ونگر با سر الکس فرگوسن، سرمربی منچستر یونایتد معروف است. اوج این رقابت نیز پس از شکست 2 بر 0 آرسنال از منچستر در اولدترافورد بود که دو مربی در تونل ورزشگاه با یکدیگر درگیر شدند.
در اکتبر سال 2005 هم، ونگر درگیر جنگی لفطی با خوزه مورینیو، سرمربی وقت چلسی شد. مورینیو ونگر را به داشتن رفتار غیرحرفهای با چلسی متهم کرد و حتی او را با القاب زشتی نامیده و اضافه کرد: "او نگران ما است، او همیشه درباره ما حرف میزند. همه چیز برای او فقط چلسی است." و ونگر پاسخ داد که او فقط به سوالات خبرنگاران درباره چلسی جواب داده و از مورینیو خواست که از بیادبی دست بردارد. حتی ونگر قصد شکایت از مورینیو به فیفا را داشت که بعدا از آن منصرف شد.
آرسن ونگر همیشه مورد انتقاد اکثر مربیان لیگ برتری قرار دارد، چراکه از بازیکنان انگلیسی در ترکیب تیمش، به خصوص در لیگ قهرمانان اروپا کمتر استفاده میکند. ونگر هم در پاسخ میگوید: " وقتی هدایت تیمی را به عهده داری، ارزشها و کیفیتبازیها مهم است، نه شناسنامهها". اما کارشناسان دیگری از جمله سر ترور بروکینگ، یکی از اسطورههای وستهام یونایتد و یکی از مسئولین بلندپایه اتحادیه فوتبال انگلیس از او دفاع میکنند. وی میگوید که اشتباهات بازیکنان انگلیسی در یکی از موفقترین باشگاههای این کشور،بیشتر به استعداد بازیکنان انگلیسی برمیگردد تا به ونگر.

عناوین
به عنوان بازیکن:
قهرمان باشگاههای فرانسه با ریسینگ استراسبورگ: 1979
به عنوان مربی:
در آرسنال
قهرمان لیگ برتر انگلیس: 1998، 2002، 2004
قهرمان جام اتحادیه انگلیس: 1998، 2002، 2003، 2005
مربی سال فرانسه: 2008
در ناگویا گرامپوس ایت ژاپن
قهرمان سوپرجام جی لیگ: 1996
قهرمان جام امپراتوری: 1996
مدیر سال جی لیگ: 1995
در آ. اس. موناکو
قهرمان جام حذفی فرانسه: 1991
قهرمان باشگاههای فرانسه: 1988
ونگر در سال 2002 لژیون افتخاری، بالاترین نشان فرانسه را دریافت کرد و در سال 2003 به دلیل خدماتش به فوتبال انگلیس، از سوی ملکه مورد تقدیر قرا گرفت.
منبع: hamshahrionline.ir
کی روش : همه حمایت کنیم ، برزیل سرنوشت ما است.

سرمربي تيمملي فوتبال ايران گفت: همه بايد براي صعود به جامجهاني 2014 حمايت كنند و برزيل سرنوشت ما است.
كارلوس كيروش در نشست خبري عصر امروز كه از ساعت 18 در سالن همايشهاي هتل آكادمي برگزار شد، در ابتداي صحبتهايش ضمن خوشآمدگويي به خبرنگاران اظهار داشت: در حال حاضر 24 بازيكن در اردوي تيم ملي حضور دارند كه دو بازيكن به نام زارع و انصاريفر به دليل محروميت در بازي با اندونزي در اختيار ما نخواهند بود.
وي ادامه داد: از امروز بعدازظهر با تمام بازيكنان تمرينات خود را پيگيري خواهيم كرد ولي 4 بازيكن مشكل مصدوميت جزيي دارند كه طي صحبتي كه با پزشك تيم داشتهايم مشكل آنها جدي نيست و به جز امروز كه با ما تمرين نميكنند از فردا در كارهاي گروهي شركت خواهند كرد.
همچنين 3 بازيكن ما كه خارج از ايران بازي ميكنند يعني نكونام، عقيلي و خلعتبري از 29 اگوست با توجه به قوانين به جمع ما اضافه ميشوند و از روز دوشنبه در تمرينات شركت خواهند كرد كه دقيقاً 4 روز قبل از بازي با اندونزي خواهد بود.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا اطلاعاتي از حريفان تيم ملي به دست آوردهايد، گفت: سخت كار كردهايم كه اطلاعات كافي را جمعآوري كنيم و يكي از اعضاي كادر فني را براي تماشاي تيم ملي اندونزي مقابل فلسطين فرستاديم و قرار است يكي از اعضاي كادر فني ما فردا راهي عمان شود تا ديدار دوستانه اردن مقابل اندونزي را تماشا كند.
همچنين روز گذشته به كشور امارات رفتم و بازي تيمهاي قطر و امارات را تماشا كردم و در اين مدت به اين نتيجه رسيدهام كه قطر و اندونزي مدتهاست در اردو قرار دارند تا در مسابقات حضوري پرقدرت داشته باشند.
سرمربي تيم ملي فوتبال در خصوص اينكه آيا انتخاب اين 24 بازيكن با توجه به غيبتتان در ايران برعهده شما بوده يا دستيارانتان در اين امر به شما كمك كردهاند گفت: اول از همه بگويم من تنها در 3 هفته ابتدايي ليگ در ايران حضور نداشتم نه اينكه 4 هفته نباشم، وقتي برگشتم تمامي فيلمها را در غالب 21 ديويدي در 9 روز تماشا كردهام و شايد برخي از آنها را بيش از يك بار ديدهام. تمامي بازيها را آناليز كردهام و كادر فني خوبي را در اختيار دارم كه اطلاعات را در اختيار من ميگذارند ولي وقتي صحبت از تيم ملي و مسئوليت آن ميشود همه چيز برعهده خودم خواهد بود و هر اتفاقي كه ميافتد ميتواند در چشمان من بخوانيد كه شانه خالي نميكنم و تمامي 24 بازيكن دعوت شده به اردوي تيم ملي با نظر كارلوس كيروش دعوت شدهاند.
در ادامه اين نشست خبري خبرنگاري پرسيد كه سن بازيكناني مثل فرهاد مجيدي و علي كريمي بالا است و آيا فكري به حال اين موضوع كردهايد كه ميانگين سني تيم ملي بالا رفته كه سرمربي تيم ملي در پاسخ گفت: از شما سؤال ميكنم آيا شما ليست تيم ملي را دقيقاً مطالعه كردهايد كه چه بازيكناني دعوت شدهاند؟ خبرنگار پاسخ داد ليست را كاملاً مطالعه كردهام.
كيروش در ادامه گفت: اگر به ليست تيم ملي دقت كنيد جواب سؤال خود را ميگيريد چون من كريم انصاريفر را با 20 سال سن دعوت كردهام و آرش افشين نيز با 21 سال سن در اردوي تيم ملي است. اين دو بازيكن فصل گذشته روي هم 30 گل زدهاند و اين نشان مي دهد كه ما تركيبي از جوانها و با تجربهها را دعوت كردهايم و اين فرصت براي جوانان وجود دارد كه آنها كسب تجربه كنند و مثلاً بازيكني مثل حاجصفي در كنار ديگر مليپوشان باتجربه حضور دارد. اما از يك نظر با شما موافق هستم كه جوانان بايد در مسابقات بينالمللي حضور داشته باشند و سن گلزنان ما پايين بيايد ولي اگر فكر كنيم و منتظر باشيم كه اين منتظر بايد در تيم ملي حل شود درست نيست و اين برنامهريزي بايد در باشگاهها صورت بگيرد و اتفاق بيفتد.
كارلوس كيروش در ادامه نشست مطبوعاتي خود در پاسخ به سؤالي مبني بر هماهنگي سيستم تيمهاي باشگاهي با تيم ملي عنوان كرد: اين موضوع يك واقعيت است؛ اما باشگاهها حق دارند بهترين روش را براي خود انتخاب كنند و اين در حالي است كه تيم ملي، باز است چرا كه ممكن است بازيكنان تغيير كنند و يا دچار مصدوميت شوند. ما نميتوانيم هميشه با يك روش ثابت بازي كنيم.
وي اضافه كرد: اگر شيوه و سيستمي داشته باشيم كه به ليگ نزديك باشد مناسب است و ميتوانيم موفق باشيم ولي نميتوانيم به باشگاهها اتكا كنيم. چون ممكن است مربيان آنها دچار تغيير شوند و سيستمشان عوض شود.
كيروش با اشاره به نقش تماشاگران اظهار داشت: شما رسانهها بايد بازيهاي تيم ملي را براي هواداران تبليغ كنيد و مطمئنم وقتي با اندونزي در خانه حريف بازي داريم 80 هزار تماشاگر به ورزشگاه ميآيند. ما بايد به دنيا نشان دهيم تماشاگران ايراني بهترند يا هواداران تيم اندونزي.
سرمربي تيم ملي ادامه داد: بايد 11 شهريور و در ديدار رفت ورزشگاه آزادي را با 100 هزار تماشاگر پر كنيم من از هواداران ميخواهم به ورزشگاه بيايند و از تيم ملي حمايت كنند و نشان دهند بهترين تماشاگران آسيا هستند چرا كه برد ما بايد خارج از ميدان و با حضور تماشاگران رقم بخورد.
كيروش درباره دعوت از اشكان دژاگه به تيم ملي گفت: ما وضعيت همه بازيكنان ايراني كه در خارج از كشور هستند را دنبال ميكنيم كه دژاگه نيز از آن جمله است. چند گزينه مدنظر ما هستند اما فعلاً در همين حد ميتوانم توضيح دهم.
وي در پاسخ به اين سؤال كه دشوارترين حريف تيم ملي چه تيمي است، تأكيد كرد: اندونزي سختترين حريف ماست چرا كه بازي بعدي ما برابر اين تيم است. بعد از اينكه اين مسابقه تمام شد به ساير ديدارها فكر ميكنيم.
سرمربي تيم ملي در پاسخ به پيشنهاد خبرنگاري كه براي تبليغ رسانهها براي حضور تماشاگران بازيكناني نظير مجيدي و كريمي نيز در اين راه كمك كنند، خاطرنشان كرد: اين پيشنهاد فوقالعادهاي است. هر روز 30 بازيكن با خبرنگاران صحبت ميكنند و كريمي و مجيدي نيز نقش مهمي در ترغيب تماشاگران دارند.
كيروش گفت: براي موفقيت تيم ملي به حمايت همه نياز داريم. تماشاگران، رسانهها و هر فردي كه ميتواند كمك كند بايد از ما حمايت كند. حمايت رسانهها به اين معني نيست كه آنها چشمشان را ببندند بلكه منظور اين است كه انرژي مثبت بدهند.
سرمربي تيم ملي يادآور شد: اولويت ورزش ايران در 2 سال آينده بايد صعود به جام جهاني برزيل باشد. اين هدف ما است كار آساني نداريم و بايد تلاش كنيم. دوست داريم كه همانطور موقع حمله و پيروزي حمايت ميشويم هنگام دفاع كردن نيز مورد حمايت قرار بگيريم. ما بايد حتماً به جام جهاني 2014 برويم، باز هم تأكيد ميكنم برزيل سرنوشت ما است.
لازم به ذکراست تیم ملی فوتبال کشورمان طی روزهای جمعه یازدهم شهریور درتهران برابر اندونزی وسه شنبه پانزدهم شهریور دردوحه برابر قطر قرارخواهد گرفت.
منبع : خبرگزاری فارس
بیوگرافی فرانسِسک (سِسک) فابرگاس سولِر:
فابرگاس متولد ۴ می ۱۹۸۷ میلادی در شهر بارسلونای اسپانیاست. او هم اکنون برای تیم باشگاهی آرسنال و تیم ملی اسپانیا به عنوان هافبک وسط، بازی می کند. فابرگاس کار خود را از آکادمی بارسلونا و به عنوان کارآموز فوتبال شروع کرد اما بلافاصله در سپتامبر سال ۲۰۰۳ توسط باشگاه آرسنال انگلستان، خریداری شد. او در اولین فصل حضور در آرسنال، چندان به خدمت گرفته نشد اما در فصل ۴-۲۰۰۳، به دلیل مصدومیت های پی در پی هافبک های آرسنال، بیشتر به میدان رفت. سِسک در سال ۲۰۰۳ به تیم زیر هفده سال اسپانیا دعوت شد و در همان سال در کشور فنلاند، برای این تیم به میدان رفت.
او به دلیل بازی های فوق العاده برای تیم آرسنال، در سال ۲۰۰۶ به تیم بزرگ سال اسپانیا دعوت شد تا در جام جهانی ۲۰۰۶، برای این تیم به میدان برود. وی در سال ۲۰۰۸ با تیم ملی اسپانیا، قهرمان یورو ۲۰۰۸ شد.

فرانسِسک فابرگاس، همیشه یکی از طرفداران تیم بارسلونا بود. او اولین بار وقتی که فقط ۹ ماه داشت، به همراه پدربزرگ خود به دیدن یکی از بازی های تیم بارسلونا رفته بود! فرانسِسک فوتبال حرفه ای را در تیم جوانان بارسلونا، در پست هافبک دفاعی آغاز کرد و در مدت حضور در این تیم، ۳۰ گل به ثمر رساند. او از تیم نوجوانان به تیم بزرگ سالان بارسلونا دعوت شد اما به دلیل سنّ کم، حتی یک بازی هم در نیوکمپ (ورزشگاه بارسلونا) انجام نداد. فابرگاس در ۱۱ سپتامبر سال۲۰۰۳ به تیم لندنی آرسنال پیوست. او باز هم به دلیل سنّ کم وارد تیم اصلی (بزگ سال) نشد ولی مصدومیت های پی در پی هافبک های کلیدی آرسنال، همچون پاتریک ویرا و اِدو، باعث شد که آرسن ونگر سرمربی آرسنال، او را به خدمت بگیرد. سِسک در ۲۳ اکتبر همان سال با بازی در مقابل تیم رودِر هام یونایتد، با ۱۶ سال و ۱۷۷ روز سن، جوان ترین بازیکن تاریخ آرسنال شناخته شد. وی همچنین با گلزنی در بازی با تیم ولوِرهمپتون در جام حذفی انگلستان، که به برد ۱-۵ آرسنال انجامید، نام خود را به عنوان جوان ترین گلزن این تیم در تاریخ تیم آرسنال، ثبت کرد. در همان سال فابرگاس با تیم آرسنال، قهرمان لیگ انگلستان شد ولی به دلیل بازی نکردن در این لیگ، مدالی دریافت نکرد. فابرگاس در فصل ۵-۲۰۰۴، برای اولین بار، به دلیل مصدومیت های پاتریک ویرا، اِدو و گیلبرتو سیلوا در لیست یازده نفره ی آرسن ونگر قرار گرفت. وی به عنوان جوان ترین بازیکن تاریخ لیگ انگلستان شناخته شد و با بازی های درخشان در مقابل تیم هایی همچون بلک بِرن و منچستر یونایتد، پاتریک ویرا و دیگر هافبک های وسط تیم آرسنال را نیمکت نشین کرد! فابرگاس جوان، در جام باشگاه های اروپا هم به میدان رفت و با گلزنی در برابر تیم روزِنبورگ، نام خود را به عنوان دومین جوانترین گلزن تاریخ این جام ثبت کرد. وی در جمع یازده نفره ی تیم آرسنال که با شکست تیم منچستر یونایتد قهرمان جام حذفی سال ۲۰۰۵ شد، حضور داشت. و سرانجام پس از ۸ سال به تیم سابق یعنی بارسلونا برگشت و در حضور ۲۰ هزار تماشاگر به هواداران بارسلونا معرفی شد،فابرگاس شماره ۴ را بر تن خواهد کرد.

فرانچسکو توتی متولد 27 سپتامبر 1976 در شهر رم می باشد . او توانایی بازی در پست های حمله و یا مدافع میانی رو به جلو را دارد . و بهترین زمانی که استعداد و توانایی او بطور کامل مورد استفاده قرار می گیرد هنگامی است که او بین بازیکنان میانی و حمله نقش رابط را داشته باشد . به همان خوبی که او یک گلزن است یک بازیکن خلاقو بازی ساز برای تیم ملی ایتالیا و همچنین باشگاه خود به حساب می رود . توتی در تیم ملی ایتالیا بعنوان یک مهره اصلی و اسطوره ایی به حساب می رود که در زمان های حساس با خلاقیت خود به کمک تیم آمده است و خیلی از کارشناسان عقیده دارند که او پدیده فوتبال اینالیا در سالهای اخیر است . او همچنین سمبل باشگاه و شهر رم هم به حساب می آید زیرا که هیچ وقت این شهر را با وجود پیشنهاداتی به مراتب بهتر ترک نکرده است و بهترین گلزن تاریخ باشگاه رم به حساب می آید .
دوران کودکی
او در شهر رم متولد شد و رشد کرد . پدر و مادرش – انزو و فیورلا – توتی هستند . بر خلاف همه کودکان که دوست دارند برنامه های کودک و کارتون ببینند او همیشه علاقه داشت که مسابقات فوتبال را تماشا کند . و از همان ابتدا با پسران بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کرد . مادرش علاقه بسیار زیادی داشت که او به باشگاه معروف میلان بپیوندد ولی او تیم محبوب خود یعنی آ.س رم را انتخاب کرد. و او در سال 1989 به باشگاه میلان پیوست .
تیم ملی
توتی جوان و با استعداد در فینال مسابقات جام یوفا زیر هجده سال 4 گل برای تیم ایتالیا در مقابل اسپانیا در جولای 1995 به ارمغان آورد . و در فینال مسابقات زیر 21 سال او توانست گل تساوی تیمش را مقابل اسپانیا قبل کشیدن بازی به ضربات پنالتی وارد دروازه کند . او در مسابقات یورو 2000 شرکت کرد و یکی از کلیدی ترین بازیکنان تیم ایتالیا در این مسابقات بود . حتی در فینال که لاجوردی پوشان بازی را به فرانسوی ها باختنند او بهترین بازیکن میدان شد . و این ناکامی ها در مسابقات جام جهانی 2002 هم ادامه داشت و تیم ایتالیا با تمام شایستگی هایی که داشت به کره جنوبی میزبان بازی را واگذار کرد و قربانی شد
در یورو 2004 او چهره ایی کاملا منفی و خشن داشت و با حرکتی که نسبت به کریستین پاولسن دانمارکی انجام داد شانس حضور در ادامه مسابقات رو از دست داد .
در مسابقات جام جهانی 2006 آلمان با وجودی که توتی از بند مصدومیت بطور کامل رها نشده بود و احتمال مصدوم شدن را داشت خودش را ه تیم ملی و آلمان رساند . در حالیکه در حالت ایده آل خود قرار نداشت . در مقابل استرالیا او یک پنالتی حساس در دقایق پایانی را تبدیل به گل کرد و ایتالیا به مرحله بعد رساند . بعد از گل او انگشت شست خود را مانند پسرش مکید و جشن پیروزی ایتالیا را گرفت . بعد از آن تیم ایتالیا به مصاف با تیم های اوکراین و آلمان رفت و با شکست دادن این تیم ها به فینال رسید . که مجدد با تیم فرانسه روبرو شد ولی اینبار نوبت توتی و یارانش بود که جشن پیروزی بگیرند و قهرمان جهان شوند . بعد از این مسابقه توتی بعنوان یکی از اعضای تیم ستارگان جهان انتخاب شد
توتی و باشگاه آ.س رم
توتی فقط شانزده داشت که برای تیم آ.س رم به میدان رفت . او در آن سال 4 گل در 21 مسابقه به ثمر رساند . او لقب بهترین بازیکن ایتالیا را در سال 2000 و 2003 بدست آورد . او در فصل 1/2000 نقش به سرایی در قهرمانی تیم رم داشت و بهترین گلزن سری آ شد . در فصل 2/2001 سری آ با قهرمانی یونتوس به پایان رسید ولی توتی باز هم بهترین بازیکن سری آ شد با 14 گل زده .

2003 نقش کلیدی تر و موثر تری را نسبت سالهای قبل داشت و تیم رم با 20 گل زده توتی در رده دوم بعد از تیم میلان قرار گرفت
2004 یک فصل کاملا نا امید کننده بود. در این فصل تیم رم چهار مربی عوض کرد و در این سال او فقط 14 گل به ثمر رساند . که در تاریخ 19 دسامبر 2004 او به رکورد جاودانه 107 گل در باشگاه رم دست یافت . گل 107 رو در مقابل تیم پارما به ثمر رساند . رکورد قبلی در اختیار روبرتو پروزو بود .
2005 در این فصل او در بازی مقابل امپولی دچار مصدومیت شد و تا 11 می 2006 از میادین فوتبال دور بود. در این فصل تیم رم در رده دوم بعد از تیم اینتر قرار گرفت .

زندگی شخصی توتی
توتی با ایلاری بلاسی یکی از زیباترین مدل های ایتالیا که در حال حاضر مجری چند برنامه پر طرفدار در شبکه سراسری ایتالیا است ازدواج کرد . اولین فرزند این زوج (پسر ) به نام کریستین در ششم نوامبر 2005 بدنیا آمد..
توتی یک مدرسه فوتبال به نام '' شماره 10 '' دایر کرده است و همچنین صاحب یک باشگاه موتور سواری به نام ''توتی تاپ اسپورت '' است .
بهترین دوستش برادرش ریکارد است . او همیشه می گوید که برادرش در زمان کودکی بازیکن بهتری بوده است ولی شانس خوبی برای پیشرفت در این مسیر را نداشته است . ریکاردو در حال حاضر مدیر برنامه های توتی می باشد
او همچنین با مربی سابق خود فابیو کاپلو روابط بدی دارد به این دلیل که کاپلو بدون هیچ اخطار قبلی باشگاه رم را ترک کرد و شرایط بدی را برای این تیم بوجود آورد . بنا به رفتار تند و خشن توتی خیلی از بازیکنان از این تیم رفتنند و کمتر بازیکن جوانی است که او را الگوی خود قرار دهد چند ماه بعد از رفتارهای نا بهنجار او کاپلو ، امرسون برزیلی و یوناتان زبینا فرانسوی رم را به مقصد یونتوس ترک کردند . و تا امروز هم باشگاه رم و هم طرفدان این باشگاه این سه نفر را مرود غضب و توهین قرار می دهند .
توتی به عنوان سفیر صلح یونیسف دو کتاب جوک برای کودکان چاپ کرده است که به نفع خیریه های این سازمان به نفع کودکان به فروش رسانده است
او توسط پله جزو 125 بازیکن برت دنیا که اکنون در قید حیات می باشند انتخاب شد. بعضی از این لطیفه ها بصورت کلیپ های کوتاهی با حضور خود او و دل پیرو و بوفون و نستا و کاسانو درست شدند .
قهرمان دوران کودکی توتی جوزپه جیانینی کاپیتان سابق تیم رم بوده است و او همیشه آرزوی این را داشته که با او دست بدهد. سالها بعد او شانس این را داشت که در کنار جیانینی در یک بازی دوستانه برای تیم رم به میدان برود.
شناسنامه
نام کامل دانیل آلوز داسیلوا
تاریخ تولد ۶ می ۱۹۸۳ (۲۶ سال سن)
محل تولد جوازیرو، برزیل
قد ۱٫۷۱ متر (۵ فوت و ۷ اینچ)
اطلاعات باشگاهی
باشگاه کنونی بارسلونا
شمارهٔ پیراهن ۲
پُست دفاع راست
باشگاههای جوانان
باهیا
باشگاههای حرفهای
۲۰۰۱-۲۰۰۲
۲۰۰۲-۲۰۰۸
۲۰۰۸- باهیا
باشگاه فوتبال سویا
بارسلونا ۱
۱۱
۵
تیم ملی
۲۰۰۶- تیم بزرگسالان ۳

دانیل آلوز داسیلوا (متولد ۶ می ۱۹۸۳ در جوازیرو)، که به دنی آلوز معروف است، فوتبالیستی برزیلی است که در حال حاضر در پست دفاع راست هجومی، برای تیم فوتبال بارسلونا در رقابت های لالیگا، و همچنین تیم ملی فوتبال برزیل بازی می کند. قبل از پیوستن به تیم کاتالونیایی، آلوز به مدت ۶ سال در تیم سویا بازی می کرد و با دو عنوان قهرمانی در جام یوفا و یک قهرمانی در کوپا دل ری، دوران موفقیت آمیزی را در این تیم گذراند. او با مبلغ ۲۹ میلیون یورو به علاوه مقدار ۶ میلیون یورو اضافی، به بارسلونا پیوست، تا به عنوان گران ترین هافبک راست تاریخ شناخته شود و همچنین بتواند در اولین فصل حضور خود در این تیم، سهگانه را ببرد.
سوابق باشگاهی
سویا:
در سال ۰۳-۲۰۰۲، بعد از این که دنی آلوز به صورت قرضی از باهیا به سویا منتقل شد، به عنوان یکی از بازیکنان تیم ملی جوانان برزیل در جام جهانی جوانان ۲۰۰۳ بازی کرد و با این تیم به مقام قهرمانی رسید. در پایان این مسابقات، آلوز به عنوان سومین بازیکن برتر جام شناخته شد، اتفاقی که باعث دائمی شدن قرارداد او با باشگاه سویا شد.
در ماه ژوئن ۲۰۰۶، سویا با انتقال آلوز به لیورپول موافقت کرد، اما مذاکرات به دلیل این که باشگاه انگلیسی نتوانست رقم خود را به رقم درخواستی آلوز برساند، به نتیجه نرسید. در دسامبر ۲۰۰۶، آلوز قراردادی با سویا به امضا رساند که او را تا سال ۲۰۱۲ در سویا ماندگار می کرد. او فصل ۰۷-۲۰۰۶ را با موفقیت پشت سر گذاشت و با ۴۷ بار حضور در ترکیب سویا و به ثمر رساندن ۵ گل، از بازیکنان مهم تیم به شمار می آمد. او همچنین در تمام بازی های سویا در جام یوفا که سرانجام با قهرمانی تیمش به پایان رسید، حضور داشت.

در سال های حضور در اسپانیا، آلوز توانست تابعیت اسپانیایی نیز بگیرد، موضوعی که باعث می شد محدودیت های کشورهای خارج از اتحادیه اروپا برای او از بین برود و برای بازی در تیم های کشورهای اتحادیه اروپا، به مجوز کار نیازی نداشته باشد.
در اوت ۲۰۰۷، آلوز در مصاحبهای در شبکه ورزشی اسپور تیوی کشور برزیل اعلام کرد که قصد جدایی از سویا و پیوستن به باشگاهی قدرتمند در اروپا را دارد و مدتی بعد نیز در گفتگویی با روزنامهٔ اسپانیایی مارکا، از علاقهٔ خود به ترک سویا خبر داد و اعلام کرد که باشگاه چلسی علاقه مند به استخدام اوست و او نیز هرگز نمی تواند این شانس بزرگ را نادیده بگیرد. در مصاحبهای با شبکهٔ اسپانیایی آنتنا 3 در ۸ اوت، دنی آلوز گفت که مدیر برنامههایش در انگلیس حضور دارد و در حال بررسی پیشنهاد چلسی است، و نیز از مسئولان سویا درخواست کرد که حداقل این پیشنهاد مناسب را بررسی کنند.
![]()
در ۱۶ اوت ۲۰۰۷، سویا پیشنهاد چلسی برای خریدن آلوز را رد کرد، و شش روز بعد نیز دومین پیشنهاد چلسی را نپذیرفت، با این استدلال که «آنها بسیار پایین تر از چیزی بودند که انتظار می رفت» بعد از آن که مذاکرات آلوز با چلسی به دلیل مخالفت باشگاه سویا به بن بست رسید، آلوز از رئیس باشگاه سویا، خوزه ماریا دل نیدو، به دلیل مخالفت با پیشنهاد چلسی، به شدت انتقاد کرد، مخصوصاً این که بعد از منتفی شدن حضور او در استمفورد بریج، باشگاه انگلیسی با قیمت پایین تری مدافعی برزیلی دیگری به نام جولیانو بلتی را به خدمت گرفت. بعد از درگیری هایی مطبوعاتی بین آلوز و دل نیدو، و نیز بعد از مرگ هم تیمی اش آنتونیو پوئرتا، آلوز تصمیم به ماندن در سویا گرفت، و در نتیجه بازیکن و رئیس سویا با یکدیگر آشتی کردند.
بارسلونا
آلوز در تاریخ ۲ جولای ۲۰۰۸ رسماً به بارسلونا پیوست. او سویا را با اندوه فراوان ترک کرد و اعلام کرد علاقه مند به بازگشت دوباره به باشگاه است. او گفت که به عنوان یک «پسربچه» وارد سویا شده و اکنون به عنوان یک «مرد» تیم را ترک می کند، و نیز در کنفرانس مطبوعاتی مربوط به خداحافظی از باشگاه به گریه افتاد. رقم رسمی این انتقال ۲۹ میلیون یورو اعلام شد، که به همراه ۶ میلیون یورو اضافه مرتبط با عملکرد او در بارسا، آلوز را تبدیل به گران ترین دفاع راست دنیا می کرد، و همچنین نام او را به عنوان سومین بازیکن گرن قیمت بارسا در طول تاریخ این باشگاه قرار می داد. او با بارسا قراردادی ۴ ساله به امضا رساند که رقم فسخ آن ۹۰ میلیون یورو تعیین شده بود. تا ۸ اوت، او به عنوان گران ترین بازیکن انتقال یافته در بازار نقل و انتقالات تابستان ۲۰۰۸ محسوب می شد، اما این رکورد هنگامی که روبینیو، فوروارد رئال مادرید، با رقمی در حدود ۴۰ میلیون یورو در روز پایانی نقل و انتقالات به منچسترسیتی انتقال یافت، شکسته شد.

دنی آلوز بازی خود در بارسلونا را با بازی مقابل ویستا کراکوف در دور سوم مقدماتی فصل ۰۹-۲۰۰۸ لیگ قهرمانان اروپا در تاریخ ۱۳ اوت ۲۰۰۸ آغاز کرداو همچنین اولین بازی خود در لا لیگا با پیراهم بارسا را مقابل نومانسیا در ۳۱ اوت ۲۰۰۸ انجام دادآلوز به دلیل کارت زردی که مقابل چلسی در نیمه نهایی لیگ قهرمانان گرفت، از بازی در فینال لیگ قهرمانان اروپا مقابل منچستر یونایتد محروم شد، جایی که یارسا موفق شد بازی را با نتیجه ۰ - ۲ به سود خود به پایان برده و سهگانه خود را کامل کند.
سوابق ملی
دنی آلوز اولین بازی خود با پیراهن تیم ملی فوتبال برزیل را در مسابقهای دوستانه و غیررسمی مقابل تیم منتخب «الکویت» کویت در ۷ اکتبر ۲۰۰۶ انجام داد. ۳ روز بعد، او برای اولین بار به طور رسمی برای بازی دوستانه مقابل اکوادور به تیم ملی دعوت شد. او همچنین جزو نفرات تیم ملی برزیل در مسابقات کوپا آمریکا ۲۰۰۷ قرار داشت. او در ۴ مسابقه در این رقابت ها بازی کرد، و نیز در فینال رقابت ها مقابل آرژانتین نیز به میدان رفت، جایی که موفق شد با یک گل و یک پاس گل نقش مهمی در پیروزی ۰ - ۳ تیمش داشته باشد.

اگرچه آلوز به عنوان گران قیمت ترین مدافع تاریخ شناخته می شود، اما در تیم ملی هرگز نتوانسته جایی ثابت برای خود به دست آورد، و هم تیمی اش مایکون در صورت حضور، انتخاب اول پست دفاع راست است. در نیمه نهایی جام کنفدراسیون ها در سال ۲۰۰۹، آلوز در بازی مقابل آفریقای جنوبی به عنوان یار ذخیره به میدان رفت و موفق شد در دقیقهٔ ۸۸ گل برتری تیمش را از روی ضربهای آزاد به ثمر برساند
نام: وین رونی
متولد: ۲۴/ ۱۱/۱۹۸۵ شهر لیورپول
اولین قرارداد:۳۱ آگوست ۲۰۰۴ از اورتون
ارزش:۳۰ میلیون پوند انگلستان
اولین بازی:۲۸ / سپتامبر / ۲۰۰۴ با فنر باغچه
ملیت:انگلیسی
وین رونی زمانیكه قرار داد خود را با منچستر یونایتد به ارزش 30 میلیون پوند امضا كرد گران قیمت ترین بازیكن جوان جهان شد.

بازیكن سابق اورتونی رویای پیوستن به الدترافورد را زمانی پایان داد كه فقط ساعتی به پایان زمان نقل و انتقالات در روز سه شنبه 31 آگوست 2004 فرصت باقی بود.
اولین بازی وین در اولین بازی فصل 2002-2003 مقابل تاتنهام در گودیسون پارك بود. او نه بازی بعد اولین گل خود را در لیگ برتر به ثمر رساند – گل فوق العاده ی دقیقه آخر كه پیروزی دراماتیك 2-1 برابر آرسنال را سبب شد -
به زودی استعداد وین رونی در سطحبین المللی آشكار شد و او در فوریه 2003 جوانترین بازیكن انگلستان شد، زمانیكه به عنوان بازیكن ذخیره در بازی مقابل استرالیا در آپتون پارك به میدان آمد. او همچنین جوانترین بازیكنی شد كه برای كشورش در بازی با مقدونیه در 17 سالگی و در سپتامبر 2003 گل زد.
شهرت او وقتی به عنوان یك بازیكن جوان در جهان بیشتر شد كه آن بازیهای خیره كننده را برای انگلستان در جام ملتهای اروپا 2004 در پرتغال به نمایش گذاشت.

4 گلی كه او در چهار مسابقه مقابل سوییس و كرواسی به ثمر رساند- كه اون گل زیبا رو از فاصله 25 یاردی ( 22.5 متری) مقابل كرواسی شامل میشود- كافی بود تا سر الكس فرگوسن را برای امضای قرارداد با این گل زن فوق العاده كه از زمانیكه او 14 ساله بوده به دنبالش بوده است متقاعد كند.
به دنبال این قرار داد نقل و انقال با اورتون، یونایتدها بالاخره بازیكنی را داشتند كه از وجود او رئیس قرمزهای منچستر احساس خوشحالی كند.
فرگوسن: "من خیلی خوشحالم. من فكر میكنم كه ما بهترین بازیكن جوان این كشور در 30 سال گذشته را در اختیار داریم. همه از این قرارداد احساس خوشحالی میكنند"

خود وین رونی به manutd.com گفته بود: "من از اینكه اینجا هستم خیلی خوشحالم. به عنوان كسی كه به یونایتد علاقه داشتم، اونجا تنها جاییست كه من خوام رفت"
پیتر چک متولد 20 مِی 1982 در پِلِزن جمهوری چک دارای 197 سانتیمتر قد و پستش دروازبان است.فوتبالش را از تیم ویکتوریا پلزن آغاز کرد اما نه در پست دروازبان بلکه در پست هافبک و فوروارد

از وقتیکه پایش در سن 10 سالگی شکست ، وی پس از بهبود گاه گاه در درون دروازه می ایستاد و کم کم به این پست علاقمند شد.در سن 17 سالگی وی به تیم چِمل بِلسانی در سال 1999 با یک قرارداد رسمی ملحق شد ولی نتوانست در این تیم موفق باشد.
بعد از انجام 27 بازی در 2 فصل ، باشگاه آ.ث. اسپارتا پراگ یکی از تیم هایی بود که استعداد پیتر چک را به عنوان یک بازیکن کم سن و سال قبول داشت و با پیشنهاد بالای 700 هزار یورویی برای یک دروازبان با وی قرارداد بست.
وی پس از پیوستن به این تیم به سرعت درخشید و فصل بسیار موفقی را با این تیم طی نمود.وی توانست در آن سال رکورد 855 دقیقه بدون خوردن گل را ثبت کند.همچنین درخشش وی در بازی های جام باشگاه های اروپا با این تیم سبب شد که وی مورد توجه باشگاه های بزرگ قرار گیرد.اما وی با تیم رِن فرانسه به نوافق رسید و قرارداد 5 میلیون یورویی را با این تیم امضا کرد که یک مبلغ گزاف برای یک دروازبان در سال 2002 بود.

مسلماً رِن تیم بزرگی در فرانسه نبود ولی به عنوان تجربه در تیمی خارج از کشورش و همچنین به عنوان سکوی پرتابی برای ستاره شدن اش دارای اهمیت بود.بعد از 2 سال در تابستان 2004 وی با قرارداد 10 میلیون یورویی جایگزین کارلو کودیچینی ای شد که در چلسی خوب کار نمیکرد و مسئولین این تیم را ملزم به آوردن دروازبان جایگزین کرده بود تا هم در درون دروازه گزینه ی مناسبی داشته باشد و هم با ایجاد حس رقابت ، انگیزه ی کودیچینی را هم بالا ببرند.
پیتر چک خیلی زود و به خوبی توانست جای کودیچی را پر کند و مورد تشویق طرفداران چلسی واقع شود.وی با استفاده از این فرصتی که به وی داده شده بود به جهان نشان داد که چه می تواند بکند.
وی همچنین در لیگ انگلیس هم رکورد ثبت کرد و توانست 1025 دقیقه دروازه ی خود را بسته نگه دارد. اوضاع برای پیتر چک داشت خوب پیش میرفت تا اینکه وی در یک مصدومیت شدید از ناحیه جمجمه آسیب دید و مدت ها از میادین دور بود.وی بعد از بهبودی با کلاه مخصوصی به فوتبالش ادامه داد.

پیتر چک هم اکنون اگر بهترین دروازبان دنیا نباشد بین 3 دروازبان برتر جهان به حساب می آید و بسیاری از تیم ها آرزوی داشتن چنین دروازبانی را دارند.
افتخارات پیتر چک
بهترین دروازبان اروپا در رده ی سنی امید همراه با تیم چک در سال 2002
بهترین دروازبان لیگ انگلیس در سال 2005
قهرمانی با تیم چلسی در لیگ برتر انگلیس در فصل های 2004-2005 و 2005-2006
قهرمانی جام اتحادیه انگلیس در سال 2005-2006
قهرمانی جام حذفی انگلیس در فصل 2006-2007
قهرمانی جام اتحادیه در فصل 2006-2007
«خوزه ماريو داوس سانتوس مورينيو فليكس» معروف به «خوزه مورينيو» متولد 26 ژانويه 1963 در «ستوبال» يك مربي پرتغالي فوتبال است. او مدتها مربي باشگاه چلسي بود ولي روز بيستم سپتامبر 2007 اين باشگاه را ترك كرد و پس از آنها در هيچ باشگاهي كار نكرده است و هنوز بركناري او در پردهاي از ابهام است.

مورينيو در چهار ليگ متوالي (دو ليگ در پورتو و دو ليگ در چلسي) توانست تيم خود را در صدر باشگاهها قرار دهد و در دو سال متوالي (2005-2004) از سوي فدراسيون بينالمللي فوتبال لقب بهترين مربي دنيا را از آن خود كرد.

خانواده فوتباليست
پدر مورينيو «فليكس مورينيو» يك دروازهبان و مربي پرتغالي بود و مادرش «ماريا جوليا» در مدرسه تدريس ميكرد. خانواده مورينيو همگي به فوتبال علاقهاي خاص داشتند.
پدر خوانده ثروتمند خوزه، رييس باشگاه بزرگ فوتبال شهر «ستوبال» بود. خوزه از همان دوران كودكي در مديريت و برنامهريزي استاد بود و برنامه بازيهاي تيم پدرش را ترتيب ميداد.

پس از پايان تحصيلات به مدرسه آمادگي جسماني ليسبون رفت ولي مدتي بعد مادرش كه از توانايي مديريت او اطلاع داشت نام او را در مدرسه مديريت ثبتنام كرد اما خوزه از آن مدرسه خوشش نيامد و دوباره در مدرسه آمادگي جسماني شركت كرد و پنج سال بعد از آنجا مدرك گرفت.
مورينيو دوره مربيگري خود را در اسكاتلند گذراند و سپس به پرتغال برگشت و مربي ورزش يك دبيرستان شد. او مدتي در باشگاههاي كوچك و متوسط پرتغال بازي و در همان زمان تحصيل نيز ميكرد. اما در زمينه بازي توفيق چنداني نيافت. در دهه نود مدتي را به مربيگري پرداخت و پس از آن با لقب «تراديوتور» (مترجم) معروف شد چون مترجم يا مفسر «سر بابي رابسون در باشگاههاي «اسپورتينگ» و «پورتو» بود. در سال 1996 به همراه رابسون به بارسلونا رفت و همچنان مترجم او بود. پس از رفتن رابسون او همچنان در بارسلونا ماند و با جانشين هلندي رابسون يعني «لوييس ونگال» كار كرد. مورينيو انساني بينهايت بااعتماد به نفس و باشخصيت بود و همين موضوع باعث شد پيشرفت چشمگيري كند. او در كلاسهاي مربيگري و مديريت شركت ميكرد و ناگهان همه شنيدند كه او مربي تيم دوم بارسلونا شده است.
روياي او براي سرمربي شدن سرانجام در سال 2000 تحقق يافت و او مربي بنفيكا شد ولي با تغيير سرپرستي باشگاه و روي كار آمدن سرپرست جديد، مورينيو در تاريخ پنجم دسامبر 2000 بركنار شد و مربي يك تيم سطح پايين شد.
در سال 2002 مورينيو مربي باشگاه «پورتو» شد. باشگاهي كه بسيار ضعيف كار ميكرد در آن سال و تحت مربيگري مورينيو تيم سوم كشور شد و مورينيو قول داد سال آينده آن تيم را تيم اول سازد و خود تشكيل يك تيم قهرماني بدهد و همين كار را هم كرد تا جايي كه قهرمان جام باشگاههاي اروپا شد. قبل از قبول پيشنهاد چلسي براي عنوان مربيگري آن تيم، مورينيو باشگاه ليورپول را كه آن تيم هم خواستار اين مربي بود ترجيح ميداد و ميگفت: «ليورپول تيمي است كه علاقه همه را برميانگيزد ولي من به چلسي علاقه چنداني ندارم چون چلسي يك پروژه جديد با سرمايهگذاري بالاست. فكر ميكنم در چلسي اگر يك مربي برنده نشود، آبراموويچ فورا او را بركنار ميكند. به همين دليل كار در آن جا يك شغل مطمئن نيست.»

ولي سرانجام مورينيو در ژوئن سال 2004 با حقوق سالانه 2/4 ميليون يورو كه در سال 2005 به 2/5 ميليون يورو افزايش يافت به باشگاه چلسي پيوست و عنوان گرانترين مربي فوتبال را به خود اختصاص داد.روز بيستم سپتامبر 2007 و با موافقت دو جانبه، مورينيو باشگاه چلسي را ترك كرد. كمي قبل از ترك مورينيو باشگاه تشكيل جلسه داده و به اين نتيجه رسيده بود كه وقت آن است كه مربي خود را تعويض كنند. اين اقدام چلسي خشم هواداران اين تيم را برانگيخت. فرداي آن روز چلسي اعلام كرد «اورام گرنت» جايگزين مورينيو شده است. در طول چهار فصل حضور او در چلسي، او در هيچ يك از بازيهاي داخلي تيمش شكست نخورد.
«خوزه ماريو داوس سانتوس مورينيو فليكس» معروف به «خوزه مورينيو» متولد 26 ژانويه 1963 در «ستوبال» يك مربي پرتغالي فوتبال است. او مدتها مربي باشگاه چلسي بود ولي روز بيستم سپتامبر 2007 اين باشگاه را ترك كرد و پس از آنها در هيچ باشگاهي كار نكرده است و هنوز بركناري او در پردهاي از ابهام است.

مورينيو در چهار ليگ متوالي (دو ليگ در پورتو و دو ليگ در چلسي) توانست تيم خود را در صدر باشگاهها قرار دهد و در دو سال متوالي (2005-2004) از سوي فدراسيون بينالمللي فوتبال لقب بهترين مربي دنيا را از آن خود كرد.
خانواده فوتباليست
پدر مورينيو «فليكس مورينيو» يك دروازهبان و مربي پرتغالي بود و مادرش «ماريا جوليا» در مدرسه تدريس ميكرد. خانواده مورينيو همگي به فوتبال علاقهاي خاص داشتند.
پدر خوانده ثروتمند خوزه، رييس باشگاه بزرگ فوتبال شهر «ستوبال» بود. خوزه از همان دوران كودكي در مديريت و برنامهريزي استاد بود و برنامه بازيهاي تيم پدرش را ترتيب ميداد.
پس از پايان تحصيلات به مدرسه آمادگي جسماني ليسبون رفت ولي مدتي بعد مادرش كه از توانايي مديريت او اطلاع داشت نام او را در مدرسه مديريت ثبتنام كرد اما خوزه از آن مدرسه خوشش نيامد و دوباره در مدرسه آمادگي جسماني شركت كرد و پنج سال بعد از آنجا مدرك گرفت.
مورينيو دوره مربيگري خود را در اسكاتلند گذراند و سپس به پرتغال برگشت و مربي ورزش يك دبيرستان شد. او مدتي در باشگاههاي كوچك و متوسط پرتغال بازي و در همان زمان تحصيل نيز ميكرد. اما در زمينه بازي توفيق چنداني نيافت. در دهه نود مدتي را به مربيگري پرداخت و پس از آن با لقب «تراديوتور» (مترجم) معروف شد چون مترجم يا مفسر «سر بابي رابسون در باشگاههاي «اسپورتينگ» و «پورتو» بود. در سال 1996 به همراه رابسون به بارسلونا رفت و همچنان مترجم او بود. پس از رفتن رابسون او همچنان در بارسلونا ماند و با جانشين هلندي رابسون يعني «لوييس ونگال» كار كرد. مورينيو انساني بينهايت بااعتماد به نفس و باشخصيت بود و همين موضوع باعث شد پيشرفت چشمگيري كند. او در كلاسهاي مربيگري و مديريت شركت ميكرد و ناگهان همه شنيدند كه او مربي تيم دوم بارسلونا شده است.
روياي او براي سرمربي شدن سرانجام در سال 2000 تحقق يافت و او مربي بنفيكا شد ولي با تغيير سرپرستي باشگاه و روي كار آمدن سرپرست جديد، مورينيو در تاريخ پنجم دسامبر 2000 بركنار شد و مربي يك تيم سطح پايين شد.
در سال 2002 مورينيو مربي باشگاه «پورتو» شد. باشگاهي كه بسيار ضعيف كار ميكرد در آن سال و تحت مربيگري مورينيو تيم سوم كشور شد و مورينيو قول داد سال آينده آن تيم را تيم اول سازد و خود تشكيل يك تيم قهرماني بدهد و همين كار را هم كرد تا جايي كه قهرمان جام باشگاههاي اروپا شد. قبل از قبول پيشنهاد چلسي براي عنوان مربيگري آن تيم، مورينيو باشگاه ليورپول را كه آن تيم هم خواستار اين مربي بود ترجيح ميداد و ميگفت: «ليورپول تيمي است كه علاقه همه را برميانگيزد ولي من به چلسي علاقه چنداني ندارم چون چلسي يك پروژه جديد با سرمايهگذاري بالاست. فكر ميكنم در چلسي اگر يك مربي برنده نشود، آبراموويچ فورا او را بركنار ميكند. به همين دليل كار در آن جا يك شغل مطمئن نيست.»
ولي سرانجام مورينيو در ژوئن سال 2004 با حقوق سالانه 2/4 ميليون يورو كه در سال 2005 به 2/5 ميليون يورو افزايش يافت به باشگاه چلسي پيوست و عنوان گرانترين مربي فوتبال را به خود اختصاص داد.روز بيستم سپتامبر 2007 و با موافقت دو جانبه، مورينيو باشگاه چلسي را ترك كرد. كمي قبل از ترك مورينيو باشگاه تشكيل جلسه داده و به اين نتيجه رسيده بود كه وقت آن است كه مربي خود را تعويض كنند. اين اقدام چلسي خشم هواداران اين تيم را برانگيخت. فرداي آن روز چلسي اعلام كرد «اورام گرنت» جايگزين مورينيو شده است. در طول چهار فصل حضور او در چلسي، او در هيچ يك از بازيهاي داخلي تيمش شكست نخورد.
روابط تيره
سايت بيبيسي دليل جدايي غيرمنتظره مورينيو از باشگاه چلسي را روابط تيره بين او و رومن آبراموويچ ميداند و در اين مورد مينويسد: هر دو طرف موافق اين جدايي بودند، آنها روابط خوبي با هم نداشتند ولي در ظاهر اين موضوع را نشان نميدادند. آبراموويچ و مسئولان باشگاه از نوع بازي و تاكتيك تيم راضي نبودند و يك فوتبال مدرن ميخواستند. آنها فوتبالي ميخواستند كه در دنيا تك باشد و مورينيو نميتوانست آنها را به اين هدفشان برساند. مورينيو هم از دخالت آنها ناراحت ميشد و نميتوانست كاري را كه آنها ميخواهند انجام دهد.
كاملا مشخص بود كه از مدتها پيش روابط بين آنها مثل گذشته نبود. گراهام تيلور مربي سابق انگليس نيز ميگويد: شروع پايان كار مورينيو زماني بود كه برخلاف ميل او و به دستور مسئولان ميشائيل بالاك و شوچنكو را خريداري كردند.
زندگي خانوادگي
خوزه مورينيو و همسرش «تمي» از نوجواني به يكديگر علاقه داشتند. در آن زمان تمي 14 ساله و خوزه 17 ساله بود. بعدها تمي در رشته فلسفه تحصيل كرد و خوزه به فوتبال روي آورد و سرانجام آنها در سال 1989 با يكديگر ازدواج كردند. آنها در خانهاي اجارهاي و چهار طبقه در لندن زندگي ميكنند و ميگويند مارگارت تاچر نخستوزير سابق انگليس همسايه آنهاست ولي خوزه باخنده ميگويد: فكر نميكنم اين حرف درست باشد چون در آن صورت من او را ميديدم من همه همسايههايمان را ميشناسم و باور كنيد هيچ كدام از آنها شبيه به مارگارت تاچر نيست.»
خوزه و همسرش دو فرزند به نامهاي «ماتيلد» و «خوزه جونيور» دارند.
خوزه تمام وقت خود را صرف فوتبال نميكند و به زندگي خانوادگياش هم ميرسد. او با اشتياق ميگويد: «چند وقت پيش با بچهها به ديسني لند رفتيم، من يك كلاه سرم گذاشته بودم و آن را تا گوشهايم پايين كشيده بودم كه كسي مرا نشناسد آن روز خيلي خوش گذشت چون فقط من بودم و خانوادهام. من هم چند تا از بازيها را سوار شدم خيلي خوب بود احساس ميكردم مثل بوروس ويليس شدهام. وقتي در شهر هستيم به اتفاق خانواده به پارك ميرويم. بچهها دوچرخهسواري ميكنند و من و همسرم به اردكها غذا ميدهيم. ولي جدايي از فوتبال و وقت گذاشتن براي خانواده براي من كار سختي است و زياد چنين فرصتهايي برايم پيش نميآيد. من هميشه به بازيكنانم فكر ميكنم.يكي از سرگرميهاي محبوب بچههاي مورينيو اين است كه «ارنج» تيم پدرشان را در بازيهاي كامپيوتري عوض كنند. مورينيو ميگويد: «من بازيهاي كامپيوتري بلد نيستم ولي بچههايم در اين زمينه حسابي مهارت دارند. آن وقتها كه من بچه بودم اوقات فراغتم را با تماشاي فيلم و كارتون پر ميكردم ولي اين روزها معمولا مجبورم فيلم «هربي» يا چهار شگفتانگيز را تماشا كنم.مورينيو علاقه چنداني به پول ندارد، او ميگويد: پول داشتن خوب است. آدم ميتواند بچههايش را به مدارس خيلي خوب بفرستد، خانه و لباس مناسب براي آنها تهيه كند و بهترين تعطيلات را داشته باشد. ولي من اهل تجملات نيستم و تنها يك اتومبيل برايم كافي است.
راز برملا شده
خبري كه به تازگي از «خوزه مورينيو» در سايتهاي اينترنتي منتشر شده است تعجب و حيرت همگان را برانگيخت زيرا همه به صداقت، جديت و درستكاري او اعتقاد داشتند و او را يك انسان تمام و كمال ميدانستند. خبر از اين قرار بود كه: «مربي سابق باشگاه چلسي به مدت دو سال بدون اطلاع همسرش با يك زن ديگر زندگي ميكرد.»
در طول مدت اين دو سال مورينيو محبوب موطلايياش را تنها زن زندگي و پرنسس خود خطاب ميكرد و انواع و اقسام هدايا را برايش ميخريد. مورينيو اين زن را كه «السا سوسا» نام دارد از زمان كار به عنوان مربي در زادگاهش پرتغال ميشناخت و از همان زمان با او آشنايي داشت و حتي به گفته نشريات مختلف او را در مجامع كاري و نزد بازيكنان فوتبال همسر خود معرفي كرده بود. «السا» و وكيلش چندي پيش به دفتر نشريه nuS ehT رفتند تا درباره اين موضوع و آشناييشان صحبت كنند. وكيل السا در اين باره گفت: «او به السا بد كرد چون به او قول ازدواج داده بود و السا مطمئن بود زماني با خوزه ازدواج خواهد كرد. مورينيو جلوي همه طوري با السا رفتار ميكرد كه گويي همسر واقعياش است و همه همين تصور را داشتند ولي به قولش عمل نكرد و او را رها كرد.» السا از اين رفتار خوزه مورينيو آنقدر عصباني است كه تصميم دارد از اين رابطه استفاده كرده و كتاب زندگي خود را بنويسد و به ناشران بفروشد.
نكتههايي از زبان خوزه
در اين قسمت گفتههاي مختلف خوزه مورينيو را به مناسبتهاي مختلف بخوانيد:
لطفا به من لقب متكبر ندهيد ولي من قهرمان اروپا هستم و فكر ميكنم انسان خاصي باشم.
اگر ميخواستم شغل راحتي داشته باشم در پورتو ميماندم.
به مدل موهايم نگاه كنيد، من آماده جنگ هستم.
(درباره مصدوميت بازيكنان) درست مثل يك پتو است كه براي تختتان كوچك باشد. پتو را بالا ميكشيد تا سينهتان گرم بشود ولي پاهايتان يخ ميكند، نميتوانيد پتوي ديگري بخريد چون فروشگاه بسته است ولي همين پتو هم خيلي ارزش دارد چون جنسش كشميري است.
بازيكنان جوان مثل هندوانه هستند، فقط وقتي ميشود مزهشان را فهميد كه باز شوند.
سبك بازي خيلي مهم است ولي موضوع تخممرغ و املت هم در ميان است، وقتي تخممرغي نباشد، املتي هم در كار نيست. هر چه تخممرغ بهتري خريداري بشود املت بهتري هم درست ميشود. بعضي تخممرغها درجه يك هستند، برخي درجه دو و برخي درجه سه. بعضيها گرانتر از بقيه هستند و املتشان هم خوشمزهتر است ولي وقتي تخممرغ درجه يك در فروشگاهي باشد كه نتواني بروي و بخري آن وقت است كه مشكل ايجاد ميشود. (ميگويند همين حرف باعث ناراحتي آبراموويچ و جدايي آنها شد)
(در مخالفت با خريد يك مدافع به قيمت بيش از عرف) من عاشق اتومبيل «استون مارتين» هستم ولي اگر براي يك اتومبيل استون مارتين از من يك ميليون پوند بخواهيد ميگويم حتما ديوانهايد چون استون مارتين فقط 250 هزار يورو ميارزد.
(درباره همسرش) ديدن يك مسابقه فوتبال از تلويزيون بستگي به همسرم دارد. اگر خانه باشم مسابقه را ميبينم ولي اگر همسرم بخواهد جايي برود، من دوست دارم فوتبال تماشا كنم ولي ديگر اجازه ندارم.